تبليغاتX
ای عشق همه بهانه از توست - کهکشان مهربانی
به نام خدای پاک

دوستان عزیزم سلام و سلامت باشین

 

يوسف؛عزيز مصر؛مردم را از قحطي نجات داد....اميد به زندگي و شاد زندگي کردن را به مردم هديه کرد.


خدايا عزيز ما چه کسي ست تا ما را از قحطي عشق و عاشق شدن نجات بخشد...


دلهاي سوخته از بيوفايي را التيام بخشد...از محبت و صداقت بگويد ...
عشق را در چهار چوب قلب معني کند نه در چهار چوب هوس!


هر چه مي گردم به کسي نمي توان اطمينان کرد.


در نگاه کسي؛هيچ چيز را نمي توان خواند...نگاه ها همه ار ني ني بيتفاوتي و پوچي پر است.


انسانها از هيچ چيز خود نمي گذرند الا عشق!!!


ثروت حقيقي مهرباني در فقر خودخواهي غرق شده.


در اغاز سفر به اميد رسيدن ميرانيم تندتر وتندتر ؛غافل از حقيقت هرگز نرسيدن.
ميرانيم به اميد ديرتر رسيدن و ناگهان ميرسيم به اخر خط؛خسته و ارزومند با دلي بي الايش و مالامال از شادمانه زندگي کردن.


اي عزيز ميداني هيچ اتشي هيچ نيستاني را انچنان نسوخت که دوري از تو چشمان هستي را سوخت.


کوير دل سپردن ؛لحظات تلخ و شيرين رويا؛غزل غربت با لبي تشنه از باران عشق همه وهمه در ارزوي وجود مهربانت بي قرارند.


مي گفتي:
دل دادن اسان و دل بريدن چه سخت است اما بيا و ببين دل بريدن ها چه اسان و عشق بر باد دادنها چه اسان تر...


گريه من قلبم را رسوا کرد ...کاش ديده بودي در پس پرده اشکم ؛قلب عاشقم هنوز سو سويي مي زند ...


کاش مي امدي چون تويي که مي داني براي مهرباني هنوز هم دير نيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 شهریور1384ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط لیلا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
طایر دولت اگر باز گذاری بکند .
یار باز آید و با وصل قراری بکند .

نوشته های پیشین
شهریور 1384
مرداد 1384
پیوندها
تجربه های 5 سال تدریس خانم معلم لیلا
music is my language
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM